را به نامش ثبت كنيم. توجه زيادي كه به دايرةالمعارفنويسان به خاطر مساعي تركيبيشان مبذول ميكنيم، غالباً ما را به چشمپوشي ناروا از مساعي كوچكترشان واميدارد. تا حدودي ميدانيم كه عليرغم فعاليتهاي دايرةالمعارفي، ابنسينا براي برخي رصدهاي نجومي و اصلاح فن رصد وقت پيدا ميكرد.
تا جايي كه امكان داشت، از اين رياضيدانان شرقي به ترتيب زماني نام بردم. شايد اين كار جامعيت فعاليتشان را به روشني جلوهگر نميكند. در وهلهٴ اول بايد توجه داشت كه از هيچ اخترگويي ذكري نكردهام؛ تنها كسي كه در اين فقره ذكر شده، در شرق نبوده، بلكه در تونس ميزيست، جايي كه در آن آزادي فكر بسيار كمتر بود. در وهلهٴ دوم، اگر آثار نجومي را كه به خاطر نيازهاي عملي تأليف شده بود، به كناري گذاريم، درمييابيم كه دو رشته جريان رياضي مشخص وجود داشت: يكي جنبهٴ نظري بيشتري داشت و نمايندگان آن ابن هيثم، ابوالجود و كرجي بودند، ديگري عمليتر كه نسوي و ابن يونس معرف آن بودند. ابن سينا و بيروني را نميتوان در اين طبقهبندي جاي داد، چون به يك اندازه به غامضترين و عمليترين مسائل علاقه داشتند.
آنان ابزارهاي ساده را حقير نميشمردند، چون براي اذهان بزرگ موضوع كوچك وجود ندارد.
شريدارا تنها رياضيدان معاصر هندي يك رسالهٴ رياضي بسيار مقدماتي نوشت، كه در عين حال در ميان آثار هندي حاوي روشنترين توصيف اعمال حساب (به استثناي تقسيم) همراه با صفر است. ظاهراً منشأ روش هندي حل معادلات درجه دوم از اوست.
4. فيزيك، شيمي و فنآوري لاتيني، انگليسي، سرياني، اسلامي و چيني. نويسندگان لاتيني در وهلهٴ اول به موسيقي پرداختند. مسلماً در سازمان موسيقي غرب دوران مهمي بود، سازماني كه به احتمال زياد تحت تأثير مسلمانان به وجود آمده، يا به هر حال تقويت شده بود. اين تأثير را از آنجا ميتوان دريافت كه بسياري از افكاري كه اينك در آثار لاتيني مييابيم، قبلاً در نوشتههاي عربي از قبيل آثار فارابي (نك نيمهٴ اول سدهٴ دهم) بيان شده. به علاوه، موسيقي تقريباً آسانتر از هر چيز ديگري بر اثر ارتباط تودهٴ مردم قادر است منتقل شود، و موسيقي نظري دير يا زود در پي موسيقي عملي خواهد رفت. بدين ترتيب، دست كم قسمتي از علم اسلامي بر بالهاي موسيقي جهان مسيح را تسخير كرد.1
چندان ضرورتي ندارد خاطرنشان كنيم كه بنابر سنتي از زمان فيثاغوريان، موسيقي جزء لاينفك علم بود، و بعدها شناسايي آن به عنوان يكي از علوم اربعه، از طرف كاپلا (نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم) و بوئتيوس (نيمهٴ اول سدهٴ ششم) تقريباً تا اعصار جديد بر سراسر تعليم و تربيت